کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

دیریست وبلاگ ننوشته ایم. در این زمان اتفاقات زیادی افتاده است. همسایه ی پدرسوخته مان با ماشینش به ناحق دوچرخه ی مرا زیر گرفت و مختصری خسارت زد، از آن پس منحصراً یک بار با دوچرخه رفتیم بیرون که زنجیرش افتاد و از دماغمان در آمد. بر مردم آزار لعنت! پدر سوخته جشن تولد گرفته برای توله سگ، پارکینگ سه واحد دیگر را حرامی تصرف عدوانی کرده (بدون اجازه غصب کرده) تا ساعت 1.5 صبح بزن و بکوب مغز ما را کار گرفته، خدا لعنتش کند!

جنبش سبز همچنان مشغول ادامه‌ی راه پر اشتباه انقلاب کپکی یا همان moldy revolution  است. این هیاهوی پر دامنه‌ی سبز ها در میان دغدغه های من جایی ندارد. ز نادان بنالد دل سنگ و کوه ازیرا ندارد بر ِ کس شکوه.

آخرین نمره ی دوره ی لیسانس مهندسی مکانیک ِ ما رد شد. آز مبانی مهندسی برق درسی که خیلی بد ارائه می شود. با ارفاق ِ احتمالی ده؛ الحمدلله! خدا پدرشان را بیامرزد! هر چند که دعا می کنیم خدا از سر تقصیرات باعث و بانیش بگذرد.

فوق لیسانس به دلایلی هنوز برای ما شروع نشده، امّا زندگی در جریان است، این روزها عجیب در گیر امورات آدم بزرگ ها هستیم، به قول مهدی ادیب «خدا رحم کنه!».

مهدی ادیب، سید سروش و بعضی های دیگر کنکور می خوانند که دعا گوی آنها هستیم. مهدی ادیب نظر به ادبش در شعری می فرماید:

تو ماهی تو ماهی

بهتر از آب چاهی

تو خیلی خیلی خوبی

بهتر از آب جوبی

امروز در شیرینی فروشی سهیل مهندس پژوهش از مسئولان شرکت ایران رادیاتور در رشت را تصادفی ملاقات کردم. یاد ایّام اردوی شمال خروجی های هشتاد و هشت کردیم. همینجا بگویم با دکتر دورعلی توافق کرده ایم ان‌شاءالله برای یک اردوی دیگر که فعلاً جزئیات آن را محرمانه نگه‌می‌داریم.

امروز در لشت نشاء رفتیم زیارت، خیلی جالب بود، شهری کوچک که قبلاً هم درباره ی آن نوشته ام. نان سنگک خوبی هم از آنجا گرفتیم. دلم می خواست برویم لاهیجان یک سیاحتی بکنیم شیرینی مخصوص نوشین را هم بخریم که دست نداد فرصت، الخیرٍُ فی ما وقع.

کم کم کمبود شغل را در زندگی حس می کنیم. انگار که نیاز به شغل هم غریزی باشد. باقی مطلب را می خوریم.

مرتضی، هم خانه ایم تابستان سختی را گذراند و چشم به پائیزی امید بخش بسته است و محمّد هم خانه ای دیگرم شیرینی تحصیل در دانشکده ی عمران دانشگاه تهران را می چشد، خوشحال است و من زیر چشمی همه چیز را زیر نظر دارم.

الآن خیلی وقت است که طالبم کارتون عصر یخبندان سه را ببینم موقعیت نشده، کارتون خوبی است فکر کنم.

ساخت تجهیزات آزمون های مسابقه‌ی طراحی خودروی الکتریکی کاری بود که بیشترش به گردن مهندس حسین زاده افتاد. البته آنجا مختصری کار کردیم. اصل کار را تیم های سازنده ی خودرو کرده اند، چه انقلابی در عرصه ی ساخت خودرو های الکتریکی در ایران در حال وقوع است! اخبار را از [www.imdc.ir] پی بگیرید.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۸۸/۰۷/۱۰
  • ۱۱۴۴ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی