کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

بزن بر طبل جنگولک

چهارشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۸۷، ۰۶:۴۱ ق.ظ

کنکور ارشد تمام شده است و حس می کنیم تنهائی را نه از منظر فردی و احساسی بل از منظر کاری و عملیاتی که این هم تلخ است، بل اشد!

اگر بگذریم از پرسش درصد بگیران و انحراف معیار حساب کنان تقریباً به طور کامل از فضای کنکور جدائی حاصل شده است.

-----

بحث هائی هست که ذهن ما را عجیب به خود مشغول می کند این ها را علاوه کنیم بر پروژه ی کارشناسی در باره ی بخاری های بدون دودکش، اردوی فروردین، مسافرت های برنامه ریزی شده، ۲۲ واحد، وبلاگ (که می نویسم از روی نیاز) پر کاری ها و کم کاری های کاذب خوابگاه ... وای که چه شور می شود!

-----

لزوم بر خورد با تروریست های اقتصادی

در مسئله برنج احتکار، گرانی، ارزانی و واردات آن داستان زیاد داریم. اما من به عنوان کسی که خودم خیلی اطلاعات از این ماجرا دارم، می دانم که محال است قیمت برنج یک شبه آن همه که چندی پیش رشد کرد رشد کند. دست دلالان سرمایه دار بیش از هر چیز در این ماجرا مشخص و معلوم است.

و این یعنی نظارت و بازرسی هنوز هم ضعیف است.

--------

دعوا در باره ی حمل و نقل از میدان بسیج تا میدان رسالت

امروز من شاهد یک اتفاق جالب بودم.

در خودروی سواری که ما را برای تحویل یک امانت به جائی می برد، رادیو ایران پخش می شد. بین مجری و مسئول دعوت شده به برنامه که انگار مهمان تلفنی برنامه بود اختلاف بود، مجری با اشاره به تعدد پیامک های رسیده به برنامه می خواست حرف خود را به کرسی بنشاند. مسئول دعودت شده به برنامه می گفت که یک اتوبوس ده ها و صد ها برابر یک خودروی شخصی بهره وری دارد و مسافران بیشتری حمل می کند و ... مجری هم می گفت بالاخره این همه ملت به ما پیامک زده اند و شکایت کرده اند... من داشتم فکر می کردم وقتی نمی شود در یک وسیله ی حمل و نقل عمومی رادیو گوش داد چگونه ممکن است آن ها بتوانند در نظر سنجی پیامکی برنامه ی رادیوئی شرکت کنند!؟

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۸۷/۱۱/۳۰
  • ۱۱۳۴ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی