کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

شب هنگام خفتن نیست

چهارشنبه, ۱۸ دی ۱۳۸۷، ۰۸:۱۰ ب.ظ

شهید سید مرتضی آوینی

عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است اما عشق می گوید که بیدار باش، در راه خدا بیدار باش تا روح تو چون شعاعی از نور به شمس وجود حق اتصال یابد. عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است اما عقل معاد می گوید که همه ی چشم ها در ظلمات محشر در آن هنگامه ی فزع اکبر از هول قیامت گریانند، مگر چشمی که در راه خدا بیدار مانده و از خوف او گریسته باشد.

عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است اما عشق می گوید چگونه می توان خفت، وقتی که جهان ظلمت کده ی کفرآبادی است که در آن احکام حق مورد غفلت است؟

عشق می گوید چگونه می توان خفت وقتی که هنوز خون گرم امام عاشورا از زمین کربلا می جوشد و تو را فرا می خواند؟ چگونه می توان خفت و جهان را در کف جهال و قداره بند ها رها کرد؟

نه، شب هنگام خفتن نیست.

--------------------------------

شب هنگام خفتن نیست، چرا که مجالی نیست برای خفتن. زمان تنگ است و دشمن محاصره را دمادم تنگ تر می کند. جهان پر شده از بوی دروغین آرامش. فردا عاشوراست، امروز هم عاشورا بود. تاریخ جای عجیبی سکته کرده است. بوی خون می آید و آرامش دروغین را رسوا می سازد. شب هنگام خفتن نیست بوی آتش، بوی خون از کرانه ی نزدیک می رسد. دریای سیاه سرخ است، دریای سرخ سرخ است. همه دریاها سرخ اند.

در چنین شبی چگونه می توان خوابید وقتی صدای نعره گرگ های تاریخ بار دیگر از خاورمیانه به گوش می رسد؟ وقتی روشنایی آتش جنگ چشم هر انسانی را که بینا باشد می آزارد؟

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۸۷/۱۰/۱۸
  • ۱۱۹۰ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی