کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۲۰ مطلب در مهر ۱۳۹۱ ثبت شده است

باران

۱۸
مهر
قاصد روزان ابری
داروگ
کی می رسد باران؟
  • مصطفی حسن پناه

قال الصادق علیه السلام: به خدا و محمد (ص) و علی (ع) ایمان نیاورده است کسی که هرگاه برادر دینی اش برای رفع نیازی به او مراجعه می کند، با چهره ای خندان با او برخورد نکند اگر رفع حاجتش به دست اوست، باید به انجام آن بشتابد و اگر کار از دست او بیرون است، سراغ دیگری رود و از طریق دیگران مشکل او را حل کند.

  • مصطفی حسن پناه

منظورم دولت نیست. خوب تر بگویم اصلاً دولت منظورم نیست، منظورم آقایان کارشناس نوابغ اقتصاد که توپ تکانشان نمی دهد است. منظورم آن هایی است که سال آخر این دولت را ـ در کمال نا مردی ـ با سال آخر دولت های قبلی مقایسه می کنند است.

یک نمونه از این نظرات

در مورد ارز اول چند تا از نظرات این نابغه ها را عرض کنم:

1. ممنوع کنید واردات را.

از این دست نظرات خیلی خوب است؛ یعنی خیلی مفرح و روح بخش هستند. یک نابغه‌ی دیگر گفته 80 درصد واردات اضافی است. سوال من این است: یعنی کامپیوتر، تجهیزات پزشکی، قطعات صنعتی، آلیاژ های مورد نیاز، تجهیزات نفتی، بذر، دارو های خاص، چوب، کاغذ و هزار قلم اثاث ضروری دیگر فقط بیست درصد است؟

آن هایی که می گویند واردات خودرو باید ممنوع شود، آیا فکر نمی کنند قیمت خودرو های موجود در بازار چند برابر خواهد شد؟ و آیا نمی دانند که قیمت خودروی خارجی قیمت تولید داخلی را نیز تعیین می کند.

خیلی جالب است که نقض غرض یکی از اصلی ترین آفات این دوستان است.

بله من هم معتقدم نباید بین ارز دولتی و آزاد فاصله زیاد شود. اما اینکه واردات ممنوع شود به قاچاق رونق می دهد. اصلاً دولت ارز را چه قدر می تواند ذخیره کند؟ اصلاً دیگر چرا نفت بفروشد؟

2. خوب نفت هم نفروشید!

عجب! این دسته خیلی جالب تر هستند. کل داستان این است که دشمن به هدفش که همانا حذف ما از داد و ستد جهانی است نرسد. بعد این دوستان می فرمایند کلاً صادرات و واردات متوقف شود.

3. داد و ستد دلار ممنوع باشد.

باز هم خیلی عجب! کجای دنیا داد و ستد ارز ممنوع است؟ داد و ستد نباید ممنوع باشد، باید شفاف باشد. انبار کردن ارز باید ممنوع باشد. اکنون متأسفانه نظارتی وجود ندارد. همین مقدار ارزی که دست مردم است اگر در بانک باشد چه قدر خوب می شود.

4. قیمت ارز را ثابت نگه دارید!

جدا از اینکه اگر داد و ستد دلار ممنوع باشد، قیمت ارز چه معنایی می تواند داشته باشد؟ وقتی تورم روی ریال در بهترین حالت دو رقمی است. چه کسی گفته نرخ ارز باید ثابت بماند. پارادوکسی که این دوستان به آن پاسخ نمی دهند این است که اگر تورم وجود داشته باشد، ارز گران می شود، یا اینکه بالا رفتن نرخ ارز تورم ایجاد می کند یا هر دو.

---    ---    ---

اما چند نکته‌ی دیگر:

الف. ببینید دوستان علاقه مند یا منتقد دولت، نمی شود دستور بدهیم ارز دانشجویی متوقف شود! ارز مسافرتی متوقف شود. ارز نفتی هم در بازار عرضه نشود، بعد قیمت ارز اصطلاحاً Sky Rocket نشود!

ب. چرا هیچ کس تحریم ها را در نظر نمی گیرد؟ خوب انتقال ارز مشکل دارد. اسکناس هم محدودیت های خودش را دارد. در این میان عده‌ی کثیری هم وارد بازار شوند و برای انبار کردن اسکناس بخرند، چه اتفاقی می افتد؟

ج. در پازل دشمن بازی کردن کاری است که خیلی ها می کنند. اشاره ی دوباره به موضوع مرغ مسخره است. همان موقع هم خبری نبود، الآن کیلویی 4250 است در خیابان کارگر شمالی تهران.

د. اگر دشمن که قسمت عظیمی از اقتصاد دست اوست، به شما پول ندهد (ارز) طبیعی است که قیمت ارز بالا برود. حالا این خیلی احمقانه نیست که ذخایر ارز ـ که در طول چند سال جمع شده ـ را به رایگان بدهی به بازار که مثلاً تعادل ایجاد شود؟ بله این به معنای حواب دادن تحریم نیست. کسی هم مدعی این نشده است. بالا رفتن ارز روند خروج ارز را کند می کند. در هر حال بالا رفتن قیمت ارز و اینکه بگوییم متأثر از تحریم است به معنای مخالفت با ولی فقیه نیست. بیانات ایشان هم در دیدار روز 12 مهر نود و یک با نخبگان نشان می دهد که بالأخره یک گردنه‌ی تاریخی وجود دارد، که در حال عبور از آن هستیم.

ه. آن هایی که تحلیل های سوپر انقلابی دارند، می دانند که خیلی از حرف های زیبایشان به معنای تعطیلی تجارت است؟ همه ی این آدم هایی که بی کار می شوند، اصلاً مهارت دارند بروند در بخش تولید؟

و. آیا جز تخصیص ارز با نرخ شناور به واردات دارای اولویت و دانشجویی و مسافری راه دیگری هم برای کنترل بازار ارز وجود دارد؟ آیا دولت ـ البته با تأخیر ـ همین راه را پیگیری نمی کند؟

  • مصطفی حسن پناه

در این پست می‌خواهم به تفکری اشاره کنم که باعث جلوگیری از انواع حرکت‌های مثبت در زمینه‌های مختلف از جمله تبلیغ غیر مستقیم می‌شود. این تفکر هر چند نشان می‌دهد که تفکری دینی است با جریان اصیل اسلام و ولایت زاویه دار است. از نمود های این تفکر اشاره‌ی غیر مستقیم به بی فایده بودن هر گونه فعالیتی جز فعالیت دینی است. از این دیدگاه فعالیت‌های دیگر هیچ کدام ارزش ندارند که به آن‌ها پرداخته شود.

افرادی که این تفکر در آن‌ها نفوذ کرده است، افراد بدی نیستند. این تفکر تئوریسین مخصوصی ندارد و به وضوح از جریان دین و روحانیت جداست اما افراد با دغدغه های بسیار پیچیده‌ی امروزی وقتی که نابسامانی‌ها را در جامعه می‌بینند بعضاً در دام این نوع طرز فکر می‌افتند.

با یک مثال ادامه می‌دهم. برنامه‌ی تلویزیونی رادیو هفت برنامه ای ترکیبی است که سعی می‌کند با استفاده از ادبیات کهن و معاصر، چهره های آشنا و مصاحبه های مخصوص، دکور خاص و فضای شاعرانه به اهداف خود و جلب مخاطب در رسانه‌ی ملی برسد، مورد نقد غیر منصفانه‌ی شدید بعضی از این دوستان است. البته این برنامه کاملاً قابل نقد است و می‌توان در خیلی امور و از جمله برنامه‌های رسانه‌ها نظر داد و اصلاح نمود. اما نکته‌ی خیلی مهم آن است که بدانیم تفکر فوق‌الذکر چنین فضای امید بخشی را پوچ می‌داند. در حالی که اساساً یکی از رسالت‌های رسانه و مخصوصاً رسانه‌ی ملی در عصر حاضر امید بخشی، تقویت زبان و ادبیات مادری، ترویج مطالعه و اخلاق و مواردی از این دست است. در چنین چارچوبی برنامه ای که بتواند بدون بهره گیری از هر آنچه که حرام و ممنوع است مخاطب را از پای تلویزیون‌های مسموم (تا پیش از این خارجی ولی کم کم با رشد سریال‌های درب و داغان داخلی!) جمع کند، برنامه‌ی شریفی است و قس علی‌هذا.

علی رغم هر چه در بندهای فوق گفته شد باید معروض بدارم که تعصبی روی نقد تفکر مزبور ندارم. این روزها دوباره تبلیغ غیر مستقیم که کارآمدی آن بارها تجربه شده است، کم کم به محاق می‌رود. البته این افول علل زیادی دارد که اکنون مجال بحث درباره‌ی آن‌ها نیست.

مظلومیت دین در این نوع تفکر آنجا مشاهده می‌شود که بدانیم دین برای زندگی انسان‌ها عرضه شده است یعنی اگر فعالیت غیر دینی (یعنی غیر عبادات و مناسک) را پوچ بدانیم، فلسفه‌ی عرضه‌ی دین را خدشه دار کرده‌ایم.

باز هم تأکید می‌کنم که هدف نقد یک جریان نیست، چون اساساً چنین جریانی وجود ندارد. نقد تفکری است که خزنده به افراد نفوذ می‌کند و ممکن است افراد با علم به هر آنچه عرض کردیم و حتی خیلی بیش از آن، نا خود آگاه به ورطه‌ی چنین افکاری درافتند.

  • مصطفی حسن پناه

امروز بعد از رسیدن دم دفتر مقام معظم رهبری و دریافت بی برنامه‌ی کارت ها از آدم های همآهنگ کننده‌ی بنیاد نخبگان، وارد حسینیه‌ی امام خمینی شدیم و پس از انتظار کوتاهی برنامه با قرائت زیبای کریم منصوری از کتاب خدا آغاز شد. مسئولان بنیاد، وزیر علوم، سردار نقدی، دکتر ولایتی و مقامات دیگر حضور داشتند.

مطابق رسم همیشگی ابتدا چند نفر از نخبگان دیدگاه ها و نظرات خود را طرح کردند و سپس نوبت به ولی فقیه رسید.

دیدگاه های طرح شده صرف نظر از مخالفت یا موافقت با آنها به نسبت سال گذشته بسیار پخته تر و سنجیده تر مطرح شدند که البته تجلیل مقام معظم رهبری را به دنبال داشت.

سخنان محمد حسین بادامچی دوست صمیمی و کم کم قدیمی ام خیلی به دلم نشست و بسیاری از آن حرف دل من و خیلی های دیگر بود.

سخنان آقای دکتر آرام هم برای من جالب و دوست داشتنی می نمود. ایشان در مورد ویژگی های مدیر مطلوب مطالبی را مطرح کردند. بعدتر فرصت نشد تا ولی فقیه در این مورد مطالبی ارائه بفرماید.

مجری برنامه احسان شعبانی هم اجرای خوبی داشت. چون عمده‌ی دوستان در وقت صحبت نکردند،‌ برنامه‌ی صحبت نخبگان یک ربع تمدید شد و به دو سه تای آخر فرصت صحبت نرسید.

نقل به مضمون سخنان آقا به صورت خیلی فشرده:

سخنان آقا در چند محور مختلفِ وظیفه‌ی نخبگان، وضعیت کشور و دنیا، لزوم تهذیب و روش های عملی آن به صورت مختصر ایراد گردید.
ایشان با ورود به بحث مقالات ISI فرمودند: چه قدر خوب است که درصد بیشتری از مقالات ISI که در کشور تولید می شوند، معطوف نیاز های داخلی باشند.
ایشان همچنین خواستار تمایز متر اندازه گیری نخبه‌گی میان علوم انسانی و علوم فنی و مهندسی شدند.
ایشان با اشاره به علت رشد سریع انگلستان که مانند زالو با مکیدن خون دیگران و بر اساس یک اصل استعماری اتفاق افتاده است، رشد مطلوب کشور را یک رشد درون زا دانستند و کشورِ ما را از این نوع رشد استعماری مبرا دانستند.

در اخبار تلویزیون در شامگاه روز 12 ام، عمده‌ی مطالب با صورتی آراسته تر ارائه گردید و رئوس نقاط طرح شده، توسط رهبری و نخبگان بیان شد.

خبر این دیدار :: بیانات :: صوت :: عکس :: نحوه‌ی انتخاب سخنرانان
  • مصطفی حسن پناه