کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۱۶ مطلب در دی ۱۳۸۷ ثبت شده است

توضیح:

 الزامی وجود ندارد که ما هر چه را نقل می کنیم قانونی بدانیم

منحصراً خیلی از اتفاقات را نقل می کنیم تا جریان آزاد اطلاعات آسیبی نبیند

ضمناً هر چه را که نقل قول کرده ایم مسئولیت صحتش به عهده ی منبعی است که به آن ارجاع داده ایم

------------------------------------

انتقاد:

از نا هماهنگی مسئولان تمام گردهمائی های دانشجویی در اعتراض با جنایات اسرائیل که با یکدیگر هماهنگی نداشته اند نا راضی هستیم

  • مصطفی حسن پناه

 

 

{صدای زنگ تلفن}

-         بفرمایید

-         سلام

-         علیک السلام. خوبی آقا؟

-         احوال پرسی رو بی خیال. خبر رو داری؟

-         چه خبری؟

-         پیام رهبر رو از تلویزیون داشتی؟

-         نه. داشتم درس می خوندم. پیام در مورد چی؟

-         کجایی پسر؟ حواست هست؟ تو غزه مردم رو دارن قتل عام می کنن!

-         راستش ... . حالا پیام چی بود؟

-         ساعت هفته. بزن کانال یک. من پشت خطم.

مجری تلویزیون: حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انفلاب اسلامی طی پیامی ... متن پیام بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و کودک مظلوم، بار دیگر چهره‌ی خونخوار ...

آیا عرصه‌ی دیگری عریان‌تر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی کُفار حربی با منافقان امّت برای سرکوب مسلمانان لازم است، تا شما  احساس تکلیف کنید؟

سئوال من از رسانه‌ها و روشنفکران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است که تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌ئی و روشنفکری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟

همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر کس در این دفاع‌ مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود. ...

 

وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.

سیّدعلی‌ خامنه‌ای

8/دی/1387 ، 29/ذی‌الحجه‌الحرام/1429

 

-         خوب چی می گی؟

-         چی باید بگم؟ خدا این اسرائیلی ها رو چی کار بکنه.

-    همین؟ انگار توجه نکردی چی گفت؟ همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن ... .

-         خوب تو میگی چی کار کنم؟

-    فردا تجمع هست تو دانشگاه و تو  شهر. اولین کار اینه که همه به صحنه بیایم تا مردم فلسطین خصوصاً غزه بدونند که تنها نیستند. بالاخره الان باید کارهایی رو کرد که زود جواب بده. الان و تاکید می کنم الان مردم غزه به کمک نیاز دارند.

-         راستش امتحان دارم. این ترم تمام تلاشم رو کردم تا خوب بشم ولی ...

-    امتحان؟ به نظرت دفاع از مردم مظلوم امتحان نیست؟ قبول شدن تو این امتحان که خیلی سخت تره؟ یادته با هم رفته بودیم شعار می دادیم  «ای رهبر آزاده، آماده ایم آماده» یا «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند». همش کشک بود. الان که آقا پیام داده همین جور دست رو دست بزاریم.

-         آخه ...

-    من که نمی گم مثلاً من آش دهن سوزی هستم که الان اینجوری حرف می زنم.نه. منم اینقدر با خودم ور رفتم تا تونستم خودم رو راضی کنم.

-    ولی خوب مگه رهبر نگفت که باید تمام تلاشمون رو بزاریم برای کارهای علمی؟ خوب اگه من الان نخونم ممکنه امتحان رو بیفتم و ... .

-    وایسا. تند نرو. اولاً کی گفته که تو نباید درس بخونی؟ من دارم می گم الان شرایط اصطاحاً فورث ماژوره. ثانیاً حرف آقا درست. اون یه کار اساسیه و باید با تمام قدرت ادامه بدیم تا ان شاء الله به زودی بتونیم ریشه ی این نظام فاسد رو از روی زمین بکنیم. ولی الان مردم فلسطین و غزه به یک عکس العمل سریع نیاز دارن. در ضمن باید برنامه ریزی کنیم دیگه. مگه غیر اینکه؟ نگران نباش خدا خودش قول داده که اگه در راهش حرکت کنیم او هم ما رو کمک می کنه.

-    حرفت درست. راستش از همون موقعی که این خبر رو شنیدم درگیری شدیدی رو تو وجودم حس کردم. ولی حق با تواِ. اما فقط باید اعلام انزجار کنیم و داد بزنیم و تظاهرات کنیم؟

-    نه خیلی کارها میشه کرد. یکی از اون اولین کارها اینه که اطرافیان ما و نسبت به این قضیه آگاه و حساس کنیم. چون احتمالاً در گوشه کنار حرفهایی می شنویم که آقا فلسطین به ما چه ربطی داره؟ حماس اسراییل رو زده خوب اونا دارن تلافی می کنند؟ مگه ما کم مشکل داریم؟ و این جور حرفها. باید حواسمون باشه که با دلیل و منطق درست به اینها پاسخ بدیم. اگه همه ی مسلمان ها یک دست بشن، کار اسرائیل تمامه.

-    آره یادم افتاد. تو یکی از سخنرانی های شهید مطهری شنیدم که می گفت که اگه هر یک از مسلمان ها یک لیوان آب رو سر این صهیونیست ها بریزن، اسرائیل رو آب می بره!

-    کارهای خیلی زیاد دیگه ای میشه کرد ولی بزار برای بعد فعلاً وقت تنگه داداشه من. همدیگه رو دیدیم بیشتر صحبت می کنیم. در ضمن حواست باشه گاهی تو این تظاهرات افرادی نفوذی وارد می شن و می خوان جمعیت رو به سمت هدف خاصی هدایت کنن. حواست خیلی جمع باشه.

-         باشه. حواسم رو جمع می کنم. منم زنگ می زنم به چند تا از رفیق ها.

-         پس می بینمت. یا علی.

-         علی یارت. خداحافظ.

 

از محمد احمدی

  • مصطفی حسن پناه

http://ebad.parsiblog.com/

محمد نمازی

آنچه در باغ قلهک دیدم

 

دانشجو آرمان طلب است و این آرمان خواهی است که دانشجو را زنده نگه می دارد. عافیت طلبی و مصلحت اندیشی آفتی است که اگر به جان بدنه دانشجویی بیفتد، هسته آن را خورده و پوسته ای از آن باقی خواهد گذاشت.


 

شب گذشته ( سه شنبه دهم دی ماه 1387) واقعه ای رخ داد که شاید به ظاهر چندان به طول نینجامید اما اثری جاودان خواهد داشت. انگلیس مکار و غاصب که اسرائیل یکی از بدکاری های اوست پیام دانشجویان را به خوبی دریافت کرده است. این کشور کثیف و استعمارگر خوب فهمید که دانشجوی مسلمان بسیجی در برابر ظلم و غصب ساکت نمی نشیند و در این راه از چیزی نمی هراسد.


 

به عنوان یکی از شاهدان و حاضران جریان باز پس گیری باغ قلهک( بوستان شهید رئیس علی دلواری) بر خود لازم می دانم تا خلاصه ای از آنچه دیدم و آنچه همراه با دانشجویان انجام دادم بنویسم تا مبادا این اقدام آرمانی و سرشار از تعقل وارونه جلوه داده شود.


 

سه شنبه شب همراه جمع کثیری از دوستان فرهیخته ام از دانشگاه شهید شریف واقفی برای تجمع اعتراض آمیز مقابل دفتر حافظ منافع مصر در ایران رفتیم. جمعیت زیادی از دانشجویان دانشگاه­های مختلف در آنجا حضور داشتند. کوچه نسبتا باریک شهید رضایی با داربست و توری مسدود شده بود تا مبادا لکه ای بر دیوار این دفتر بیفتد. راستی این همه خاطر خواهی چرا؟ بعد از چند دقیقه شعار دادن چند نفر از دانشجویان با لحنی حماسی درباره مسائل غزه و انتقاد از کشورهای عربی در حمایت از اسراییل صحبت کردند. محسن دهنوی   ( مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف) آخرین سخنران در این جمع بود. دهنوی گفت: مبادا فراموش کنیم که اسراییل را دولت کثیف و منحوس انگلیس علم کرد. شعار مرگ بر انگلیس در میان دانشجویان طنین افکند و جمعی از دوستان دانشجو که تجمع در برابر دفتر حفظ منافع مصر  را که در بین تدابیر امنیتی داشت خفه می شد بی حاصل می دانستند تجمع را برای اعتراض به بریتانیای استعمار گر پلید ، به سمت باغ قلهک که سال هاست توسط دولت انگلیس غصب شده است، هدایت کردند. باید به این نکته توجه داشت که باغ قلهک متعلق به ایران است و به زور از سوی دولت انگلیس غصب شده است. آقایان نمایندگان هم که ظاهرا نمی توانند وظایف شان را انجام دهند و حق ملت ایران را به آنها بازگردانند. پس از حدود یک ربع دویدن به درب بالایی باغ قلهک رسیدیم. یک سرباز در مقابل این درب پاسبانی می داد که با دیدن دانشجویان غافل گیر شد و کاری از دستش بر نیامد. در بین راه با خودم فکر می کردم که بعد از رسیدن به باغ قلهک چه باید بکنم؟ بیرون بمانم و فریاد بزنم یا وارد باغی شوم که از دارایی های ملت ایران است و من هم یکی از آنان. من جزء ده، پانزده نفر اولی بودم که به درب اصلی باغ رسیدیم. آنجا هم یک سرباز و یک درجه دار نیروی انتظامی را دیدم. چند نفر از دوستان از درب ماشین روی باغ وارد شدند. من از درب آدم روی سمت راست بالا رفتم. حدود ده ثانیه بالای درب ماندم و به داخل و بیرون نگاه کردم. حدود ده نفر یا کمتر داخل باغ بودند . جمع دانشجویان بیرون کم کم زیاد و می شد و البته نیروهای انتظامی و ضد شورش هم همین طور. روی در که بودم یکی از این نیروها با گوشه سلاح سردش که اسمش را نمی برم به پایم زد و گفت پسر بیا پایین، من هم خنده ام گرفت و رفتم داخل. صدای آژیر بلند شد و احتمالا آقایان انگلیسی کپ کردند. به احتمال قوی سفیر خاین هم همان موقع در باغ بوده است. در نگهبانی پشت درب چند نفر کرواتی را دیدم که سراسیمه شده بودند. نمی دانم کارشان به کجا کشید. چند نفر از دانشجویان به طرف درب اصلی رفتند و در را باز کردند اما دیوار نیروهای ویژه جلوی در تشکیل شده بود. ما که ابتدا وارد شدیم مورد ضرب قرار نگرفتیم اما آنهایی که بعدا رسیده بودند به شدت کتک خورده بودند. وارد باغ که شدیم به طرف یکی از ساختمان ها رفتیم. بعضی از دوستان حالی به شیشه های آنجا دادند. یکی از خدمه نیروی انتظامی فریاد می زد تمام خسارت را باید دولت جمهوری اسلامی بپردازد. کمی جلوی دوستان را گرفتیم تا به چیزی آسیب نرسانند و شیئی از داخل بر ندارند. چون تعدادی که وارد شده بودیم از دانشگاه­ها و تشکل های مختلف بودیم و شناخت چندانی از هم نداشتیم نشد به درستی با هم هماهنگ شویم و تصمیم درستی اتخاذ کنیم. بعضی از دوستان به طرف درب بالایی رفتند تا بازش کنند و بچه ها وارد شوند. من فریاد می زدم که در بخش اصلی باغ باقی بمانید و به حاشیه ها نروید. هر قدر بیشتر داخل باشیم بهتر است. اما دوستان به این تصمیم رسیدند که به طرف درب بروند. بعد از چند دقیقه در گوشه ای از باغ جمع شدیم. جمعی از دوستان شروع به خواندن زیارت عاشورا کردند. من در حال صحبت با بعضی خبرگزاری ها بودم و با دوستانم در بیرون که با خبر گزاری ها در ارتباط بودند. دوستان نشسته بودند، من و سه نفر از دستان دانشگاه شریف  به آرامی از جمع خارج شدیم. ماموران نیروی انتظامی اجازه حرکت نداده بودند اما ما رفتیم دوری در باغ بزنیم و چند تا عکس بیندازیم. تعدادی اتاق دیدم که روی آنها اسامی افراد نوشته شده بود. کمی جلوتر ساختمانی بود که چراغ هایی روشن داشت. وارد که شدیم کاشف به عمل آمد مدرسه است. دوست داشتم برای دانش آموزان! انگلیسی پیامی بگذاریم اما هیچ نوشت افزاری نداشتیم. دانش آموزانی که بخشی از بهترین منطقه کشور ایران را غصب کرده اند و در آن درس می خوانند در حالی که دانش آموز فلسطینی در خاک خودش مورد هجوم جنگنده های اسرائیلی مورد حمایت مادی و معنوی دولت همین دانش آموزان انگلیسی، قرار می گیرد. چند تایی عکس انداختیم. از این ساختمان خارج شدیم به سمت شمال باغ حرکت کردیم. چند ساختمان با چراغ های روشن دیدیم. بیرون این ساختمان ها یک فوتبال دستی و یک کیسه بوکس دیدم. به همان سمتی که از آنجا آمده بودیم برگشتیم. صدای پارس سگ ها و فریاد بعضی از بچه ها به گوش می رسید. چند دقیقه بعد چند نفر از دوستان نیروی انتظامی به سمت ما آمدند و از ما خواستند که به سمت درب اصلی برویم. ما تا جایی که می توانستم کار را کش دادم. البته فکر نمی کردم حرکت به طرف درب برای خروج از باغ است. چون تعدادی از دوستان هم وارد باغ شده بودند اما همان جا پشت درب ایستاده بودند. در نهایت همه به طرف درب  حرکت کردیم. تعداد زیادی از نیروی های ضد شورش و غیره پشت درب درون باغ منتظر ما بودند! وقتی در مقابل درب جمع شدیم دهنوی روی دوش یکی از دوستان رفت و گفت: این خروج به خاطر بعضی مصالح است. و مطالبه ما این است که این باغ از تصرف انگلیس در آید و به صاحبان اصلیش واگذار شود. با شعاهای مرگ بر انگلیس، مرگ بر سفیر روباه پیر، سفارت انگلیس تعطیل باید گردد،  سیدهم آبان ماه تکرار باید گردد آخرین دقایق حضور در باغ را گذراندیم. دوستانی که پشت درب درون باغ بودند پرچم انگلیس را پایین کشیده بودند و پرچم فلسطین را بالا برده بودند.


 

ورود ما به باغ برای نشان دادن قدرت جنبش دانشجویی بود. ما به باغ وارد شدیم تا دانشجویان جهان اسلام بدانند که مواضع امریکا، انگلیس و اسراییل در تمام جهان با وجود همه تدابر امنیتی شکننده هستند . ما به باغ وارد شدیم چون خاک کشور ماست که توسط انگلیس کثیف غصب شده است. ما به باغ وارد شدیم تا به نمایندگان و مسئولان بفهمانیم که اگر آنها به وظایفشان عمل نکنند ما به فرموده رهبر کبیرمان عمل خواهیم کرد و خود، در جهت اصلاح امور اقدام خواهیم کرد. ما به باغ وارد شدیم تا مبادا روزی نیروهای انگلیسی دوباره هوس نکنند به حریم ایران در آبهای خلیج فارس تجاوز کنند و با سلام و صلوات به کشورشان برگردند. ما به باغ وارد شدیم و غصب شده را باز پس گرفتیم تا خودمان هم بفهمیم که باز پس گیری مناطق اشغال شده امکان ناپذیر نیست. اینجا لازم نشد یا شرایطش نبود اما جایی که تکلیف باشد غاصب را کت بسته از مناطق اشغالی بیرون خواهیم انداخت.


 

ما به باغ  وارد شدیم  و پرچم ظالم را پایین کشیدیم و پرچم مظلوم را بالا بردیم  تا به همه دنیا بفمانیم که  پیروزی مستضعفان بر مستکبران وعده حتمی الهی است و تحقق این وعده نزدیک است.

  • مصطفی حسن پناه
سعید قاسمی در جمع دانشجویان متحصن در فرودگاه مهرآباد:
مسئولان باید داوطلبان را به غزه اعزام کنند

خبرگزاری فارس: یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس خطاب به مسئولین نظام اسلامی، اظهار داشت: شما مسئولید تا راهکار ایجاد کرده و ما را به غزه بفرستید.

 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس که در جمع دانشجویان متحصن در فرودگاه مهرآباد سخن می‌گفت با بیان اینکه دست و پای شما مجاهدین را که برای استحاله نشدن پیام حضرت آقا وارد میدان شده‌اید، می‌بوسم، افزود: با وجود اینکه بیش از 48 ساعت از پیام مقام معظم رهبری عقب هستیم اما همین حرکت شما در این زمان نیز قابل تقدیر است.
وی با انتقاد از برخی حرکت‌ها در مقابل دفتر حافظ منافع مصر و سفارت‌های عربستان و اردن، تصریح کرد: متاسفانه در اثر این خطا، حزب‌الله از دانشگاه و حزب‌الله از نیروی انتظامی در برابر هم قرار گرفته‌اند در صورتی که ما باید مواظب باشیم چرا که دشمن می‌خواهد ما را به اهداف بیخود بکشاند.
قاسمی با بیان اینکه عاشورا و کربلا با طعنه‌زدن به امام حسین(ع) و اهلبیت ایشان همراه بوده‌است، گفت: اکنون نیز برخی افراد، دانشجویان شهادت‌طلب و استشهادی را مسخره کرده و به آنها طعنه می‌زنند.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه دشمن به دنبال تخلیه انرژی و بغض شما دانشجویان در اهداف ناچیز است، اظهار داشت: باید انرژی، بغض و کینه خود نسبت به دشمنان را در درون خود حفظ کرده و در اهداف اصلی به کار ببرید.
وی با تاکید بر اینکه همه باید آمادگی داشته و به مرز برویم، افزود: نقطه مرز نقطه رهایی و پرواز است یعنی همین‌جایی که شما نشسته‌‌اید، وصیت‌نامه نوشته، وداع کرده و آماده پروازید و روزی نیز حاج‌ احمد متوسلیان از همین جا با عده‌ای به سمت سوریه و لبنان حرکت کرد.
قاسمی با بیان اینکه عده‌ای در جبهه خودی «سرباز گیج» محسوب می‌شوند، افزود: کسی که جنایات را می‌بیند و می‌شنود باید احساس تکلیف کند، اگر خط و آتش را نمی‌بینی، گیج هستی و سرباز کسی است که 20 کیلومتر جلوتر از رهبر خود می‌جنگد تا رهبر بتواند فرماندهی کند.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه پاسداری و بسیجی بودن واقعی، مقام بسیار بالایی دارد، تصریح کرد: ما باید در قبال کارهای خود در زمینه غزه به خدا و امام زمان پاسخ دهیم و در مقابل طعنه‌ها صبور باشیم.
وی با بیان اینکه از پاسپورت، پول و پارتی هیچ کدام را نداریم، اضافه کرد: اما چند لیتر خون روشن و شفاف از مال حلال داریم که آماده‌ایم که آنرا تقدیم کنیم.
قاسمی در ادامه خطاب به مسئولین نظام اسلامی، اظهار داشت: شما مسئولید تا راهکار ایجاد کرده و ما را به غزه بفرستید، حضرت آقا به شما دستور داده‌اند تا ما را بفرستید.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه NGOهای واقعی، بسیجی‌ها و حزب‌اللهی واقعی هستند، عنوان کرد: بسیجی‌ها غیرت، شرف، ناموس و ... دارند و مانند برخی افراد لاابالی بی‌غیرت نیستند.
وی با اشاره به جمله امام راحل مبنی براینکه رژیم صهیونیستی را غده سرطانی دانسته بود، افزود: برای رفع این غده سرطانی نیاز به جراحی سنگین است.
قاسمی با بیان اینکه افرادی که قصد تعامل با رژیم صهیونیستی را دارند، احمق هستند، اظهار داشت: رژیم صهیونیستی بر اساس تفکر ریشه‌ای خود هیچ کس را آدم حساب نمی‌کنند و آنها می‌خواهند کار را یکسره کنند.
این فرمانده دوران مقدس با انتقاد شدید از برخورد برخی مسوولین کشور در قبال کشورهایی مانند مصر، اردن، عربستان و ... تصریح کرد: متاسفانه این اشتباه پیوسته در پیوسته تکرار شده است.
وی با بیان اینکه اگر چراغ سبز سعودی‌ها، مصر، اردن و ... نبود رژیم صهیونیستی جرأت این کارها را نداشت، افزود: البته خون مظلوم هدر نمی‌رود و دامن ظالم را خواهد گرفت.
قاسمی در پایان با بیان اینکه نمی‌دانیم راه برای رفتن ما به غزه باز می‌شود یا به دانشگاه برمی‌گردیم یا اتفاق دیگری می‌افتد، اظهار داشت: ما با خون، صداقت، ایثار و ... آماده فداکاری هستیم و منتظر می‌مانیم.
دانشجویان حاضر در این تحصن پس از برگزاری نماز جماعت مغرب و عشا و سخنرانی سعید قاسمی به عزاداری پرداختند.
پنج کمیته سیاسی و بیانیه، ارتباطات، فرهنگی، رسانه‌ای و پشتیبانی تشکیل شده تا دانشجویان از فرصت خود حداکثر استفاده را بکنند.
پتو در بین دانشجویان حاضر در این تحصن توزیع شده و دانشجویان قرار است به تحصن خود ادامه دهند

به نقل از خبر گزاری فارس

  • مصطفی حسن پناه
  • مصطفی حسن پناه